مدت حضور کنجکاوی در مریخ به ۲ هزار روز رسید

مدت حضور کنجکاوی در مریخ به 2 هزار روز رسید

کنجکاوی، جدیدترین مریخ‌نورد ناسا است که در سال ۲۰۱۲ به فضا پرتاب شد و قرار بود برای کم‌تر از دوسال، در مریخ حضور داشته باشد.

در تاریخ ۵ آگوست سال ۲۰۱۲، پس از یک سفر ۸ ماهه در اعماق فضا، مریخ‌نورد کنجکاوی (Curiosity) ناسا با موفقیت روی سطح سیاره‌ی سرخ فرود آمد و رسماً مأموریت خود را آغاز کرد. کنجکاوی، بخشی از مأموریت آزمایشگاه علوم مریخی ناسا (MSL) است که تاکنون چندین مریخ‌نورد را توسعه داده؛ اما این تنها کنجکاوی است که توانسته دستاوردهای مهمی داشته باشد و بیشتر اهداف پروژه را محقق کند. کنجکاوی علاوه بر پژوهش در زمینه‌ی تغییرات اقلیمی و زمین‌شناسی، به بررسی این موضوع نیز پرداخته است که آیا مریخ در گذشته میزبان حیات مریخی بوده یا خیر.

به‌تازگی مریخ‌نورد کنجکاوی رکوردی تازه در امر کاوش مریخ به جا گذاشته است. تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۸، برابر بود با دو هزارمین روز حضور کنجکاوی در مریخ که برابر است با ۵ سال و ۵ ماه و ۲۱ روز زمینی یا ۱۹۴۷ روز مریخی. این آمار هنگامی جالب می‌شود که به برنامه‌ی اصلی این مأموریت می‌نگریم. در اصل، قرار بود مأموریت کنجکاوی تنها ۶۸۷ روز زمینی (۶۶۸ روز مریخی) باشد و این یعنی کم‌تر از دو سال؛ اما می‌بینیم که مریخ‌نورد ۳ سال بیشتر دوام آورده و این یعنی مدت مأموریت تا ۳ برابر تمدید شده است.

در طول این مدت، مریخ‌نورد کنجکاوی کارهای بسیار دشواری انجام داده و از مسیرهای صعب‌العبوری گذشته است و می‌توان از آسیب‌های وارده به مریخ‌نورد به این موضوع پی برد. چرخ‌های کنجکاوی ترک برداشته‌ و سوراخ شده‌اند و در برخی از آن‌ها شکستگی دیده می‌شود. مته‌ی کنجکاوی نیز به دلیل حفاری‌های بسیار در سنگ‌ها، اکنون در آستانه‌ی شکستن قرار دارد؛ اما وجود تمام این مشکلات، کنجکاوی در حال حاضر سخت تلاش می‌کند تا خود را به بالای یک کوه برساند تا نمونه‌برداری کند و تصاویری به زمین بفرستد. این مریخ‌نورد تا به امروز بیش از انتظار همه‌ی کارشناسان عمل کرده است.

مدت حضور کنجکاوی در مریخ به 2 هزار روز رسید

آشوین واساوادا، دانشمند آزمایشگاه علوم مریخی ناسا، در مورد مریخ‌نورد کنجکاوی می‌گوید:

از نظر من در طی این مأموریت نسبتاً طولانی ۲ هزار روزه، در خصوص مشکلاتی که سر راه قرار داشته‌اند، مریخ‌نورد به شکل خارق‌العاده‌ای بیش از امیدها و انتظارات عمل کرده است. در بیشتر اوقات، قابلیت‌های مریخ‌نورد همچون روز نخستی که روی مریخ فرود آمد، کارایی داشتند. به یاد دارم در سال نخست مأموریت، مشکلی جدی در بخش حافظه به وجود آمد که خود باعث پدیدار شدن مشکلات دیگری شد و نزدیک بود ما مریخ‌نورد را از دست بدهیم و مأموریت شکست بخورد. تقریباً از همان اوایل مأموریت چرخ‌ها دچار مشکل شدند و بخشی از آن‌ها از بین رفت؛ اما در ادامه‌ی مأموریت ما با احتیاط رفتار کردیم و اوضاع را تحت کنترل خود درآوردیم. به‌تازگی مته‌ی کنجکاوی با مشکلاتی روبه‌رو شده که ظاهراً جدی است. در حال حاضر این تنها مشکلی است که کنجکاوی دارد و ما امیدوار هستیم که بتوانیم از ماه آینده مجدداً حفاری در سنگ‌های سطح مریخ را از سر بگیریم. اگر مشکل مته جدی‌تر نشود، ما باز هم آماده هستیم تا اکتشافات علمی بیشتری انجام دهیم.

همان‌طوری که پیش‌تر اشاره شد، کنجکاوی سعی می‌کند از یک کوه بالا برود و آن کوه «شارپ» نام دارد. کنجکاوی می‌خواهد به هنگام بالا رفتن از این کوه، نمونه‌هایی برای مطالعه‌ی گذشته‌ی مریخ جمع‌آوری کند. کوه شارپ، در قسمت مرکزی دهانه‌ی گِیل قرار گرفته است. کنجکاوی در سال ۲۰۱۲ در همین دهانه فرود آمد و هدف اصلی آن از ابتدا بررسی کوه شارپ بوده است. کوه شارپ ۵۵۰۰ متر از سطح این دره بالاتر است. نظر بر این است که کوه شارپ از رسوباتی تشکیل شده که میلیون‌ها سال به وسیله‌ی جریان آب روی هم انباشته شده‌اند.

برخی از نظریه‌های فعلی بیان می‌کنند که مریخ در گذشته‌های دور، اتمسفری چگال‌تر داشته است که می‌توانسته آب را به شکل مایع روی سطح این سیاره حفظ کند؛ اما چیزی بین ۴.۲ تا ۳.۷ میلیارد سال پیش، این اتمسفر به وسیله‌ی بادهای خورشیدی به فضا رانده شده است و همین باعث شده که مریخ به سیاره‌ای سرد و خشک که امروز مشاهده می‌کنیم، تبدیل شود. با توجه به این مدل، بررسی نمونه‌های کوه شارپ می‌تواند اطلاعات مفیدی در مورد تکامل زمین‌شناسی مریخ در اختیار دانشمندان بگذارد.

در سال نخست مأموریت، کنجکاوی با حفاری‌هایی که در دهانه‌ی گِیل انجام داد، اطلاعات بسیار مهمی در اختیار دانشمندان گذاشت؛ زیرا گفته می‌شود که در این نواحی زیرسطحی، بین ۳.۳ تا ۳.۸ میلیارد سال پیش، آب جریان داشته و محل حضور یک دریاچه بوده است. علاوه بر این، کنجکاوی با ثبت شواهد نشان داد که روزگاری در این دهانه، عناصر شیمیایی و منشأ شیمیایی انرژی که برای حیات میکروبی ضروری هستند، وجود داشته است.

آشوین واساوادا در این خصوص می‌گوید:

به یاد دارم در آن زمان، ناسا ما را مجبور کرد که ببینیم آیا مریخ در طول تاریخ خود شرایط میزبانی از حیات داشته است یا خیر؛ هرچند نتیجه‌ی دقیقی به دست نیامد. من نگرانی‌های زیادی در مورد این مأموریت داشتم و دائماً با خود می‌گفتم: آیا بدون آسیب به مریخ می‌رسیم؟ آیا ابزارهای علمی به‌خوبی کار می‌کنند؟ آیا در جایی که برای فرود انتخاب کرده‌ایم، همان چیزهایی که به دنبال آن‌ها هستیم وجود دارند؟ من هیچ‌گاه استرسی که به هنگام پرتاب به فضا و وفرود روی مریخ داشتیم فراموش نمی‌کنم. کشف یک دریاچه‌ی باستانی در دهانه‌ی گِیل کاملاً از نظر علمی ثابت شده بود؛ اما با تأیید این موضوع توسط کنجکاوی، من مطمئن شدم آن چیزی که قول داده بودیم به ناسا تحویل داده‌ایم.

کنجکاوی می‌تواند با پیمایش کوه شارپ و نمونه‌برداری از لایه‌هایی که در طول میلیاردها سال روی یکدیگر انباشه شده‌اند، چگونگی حضور موجودات زنده ریز و تکامل سیاره سرخ را بررسی کند. گفته می‌شود دامنه‌های کوه شارپ که لایه‌های پایینی رسوبات به شمار می‌روند، ۳.۵ میلیارد سال پیش روی هم انباشته شده‌اند و در آن زمان دهانه‌ی گِیل هنوز یک دریاچه‌ی بزرگ بوده است. قسمت‌های بالاتر این کوه طی میلیون‌ها سال انباشتگی رسوب شکل گرفته‌اند و این در زمانی بوده است که سطح دریاچه به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرده بود. به‌طور کلی، کنجکاوی می‌تواند با پیمایش این کوه و نمونه‌برداری، نشان دهد که چگونه مریخ با گذر زمان، از یک سیاره‌ی گرم و مملو از آب به جایی بسیار سرد و خشک تبدیل شده است.

آن‌طور که آشوین واساوادا می‌گوید، این اکتشافات می‌توانند به برخی پرسش‌های بنیادین که در مورد حضور حیات در دیگر سیارت هستند، پاسخ دهند. وی در این خصوص می‌گوید:

کنجکاوی به ما نشان داده است که مریخ روزگاری مکانی مناسب برای حیات بوده است؛ این سیاره آب داشته، عناصر مورد نیاز برای حضور حیات نیز در مریخ بوده‌اند، حتی منابع انرژی مورد نیاز حیات در اعماق دریاچه‌ای باستانی وجود داشته است. همچنین کنجکاوی توانست برخی مولکول‌های ارگانیک را در سنگ‌های باستانی که در طول میلیاردها سال گذشته دچار آسیب‌هایی شده‌اند، کشف کند. اگرچه کنجکاوی نتوانسته است حیات در مریخ را کشف کند؛ اما نتایج داده‌های این مریخ‌نورد می‌توانند در سایر مریخ‌نوردها مورد استفاده قرار گیرند تا بتوانند نشانه‌هایی از حیات باستانی را در این سیاره کشف کنند.

تا به امروز، هنوز مشخص نشده است که مأموریت کنجکاوی چند وقت دیگر ادامه می‌یابد و تا همین حالا، کنجکاوی سه برابر مأموریت اصلی خود خدمت کرده است. این امکان وجود دارد که کنجکاوی در سال‌های پیش‌ رو همچنان عملیاتی باقی بماند. مریخ‌نورد آپورچونیتی (Opportunity) نیز قرار بود ۹۰ روز در مریخ بماند؛ اما ۵۱۲۱ روز در حالت عملیاتی باقی ماند. کنجکاوی بر خلاف آپورچونیتی، دارای عمر مفید است و احتمالاً نتواند مدت زمان زیادی در مریخ دوام آورد.

مدت حضور کنجکاوی در مریخ به 2 هزار روز رسید

مریخ‌نورد آپورچونیتی نیروی خود را از طریق پنل‌های خورشیدی تأمین می‌کرد؛ اما نیروی مورد نیاز کنجکاوی، توسط مولد ترموالکتریک رادیو ایزوتوپ چند مأموریته تأمین می‌شود. در نهایت، این راکتور (با شکافت آهسته) سوخت هسته‌ای خود را به اتمام می‌رساند و مریخ‌نورد از کار خواهد افتاد. همچنین این را باید در نظر داشت که مریخ‌نورد در طول ۵ سال گذشته مسافت زیادی پیموده و مشکلات متعددی پشت سر گذاشته است؛ بنابراین ممکن است که هر لحظه، یک مشکل مکانیکی به وجود آید.

اما تا آن زمان، کنجکاوی باید کارهای زیادی انجام دهد و از فرصت‌های حیاتی برای پژوهش نهایت استفاده را ببرد. آشوین واساوادا در این خصوص می‌گوید:

مطمئناً کنجکاوی قرار نیست تا ابد در حالت عملیاتی باقی بماند؛ در طول این سالیان باقی‌مانده، امیدوارم که بتوانیم پژوهش‌های سطح پایین کوه شارپ را با موفقیت انجام دهیم. در ترکیبات سنگ‌های این ناحیه تغییراتی دیده می‌شود که می‌توانند به ما بگویند چگونه آب و هوای مریخ با گذر زمان تغییر کرده است. هر روز مریخی که می‌گذرد، برای ما اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت که شاید بیش از ماه‌ها و سال‌های پیشین باشد. اکنون با هر کشفی که انجام می‌دهیم، تکه‌های مهمی از پازل مریخ را در کنار یکدیگر می‌چینیم.

منبع : زومیت

احتمالاً سیاره‌های منظومه ۱-TRAPPIST مملو از آب هستند

احتمالاً سیاره‌های منظومه 1-TRAPPIST مملو از آب هستند

سال گذشته‌ی میلادی، ناسا با برگزاری یک نشست فوری، خبر کشف منظومه‌ی TRAPPIST‌ را اعلام کرد. این منظومه، چندین سیاره‌ی زمین‌سان دارد.

اگر بتوانیم حیات فرازمینی را کشف کنیم، آن‌گاه باید بگوییم که جستجوهای ما در فضا به پایان رسیده‌اند. حیات احتمالاً حضور خود را به ما نشان نخواهد داد و باید زنجیره‌ای از فرضیات و گمان‌ها را دنبال کنیم تا بالاخره بتوانیم به حیات فرازمینی برسیم. آن‌طوری که دانشمندان می‌گویند، حلقه‌ی نخست این زنجیره، یافتن آب در سیاره‌ای به‌غیر از زمین است. سال گذشته، منظومه‌ی TRAPPIST-1 کشف شد که بسیاری از دانشمندان را هیجان‌زده کرد. این منظومه دارای هفت سیاره است که به دور ستاره‌ی TRAPPIST-1 که ۴۰ سال نوری با زمین فاصله دارد، گردش می‌کنند. در آن زمان، ستاره‌شناسان گمان می‌کردند که دست‌ کم تعدادی از این سیاره‌ها زمین‌سان هستند؛ اما گویا اشتباه کرده‌اند. مطالعاتی به‌تازگی انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که برخی از این سیاره‌ها، بیش از حد اندازه آب دارند. میزان آب موجود در برخی از این سیاره‌ها، حدود ۲۵۰ برابر آب‌های زمین تخمین زده شده است.

در این مطالعه‌ی جدید، دانشمندان سعی کرده‌اند چگالی این سیاره‌ها را اندازه‌گیری کنند. انجام این کار اصلاً ساده نیست و برای آن‌که دانشمندان بتوانند این کار را انجام بدهند، برخی از تلسکوپ‌های قدرتمند فضایی و زمینی را به کار گرفته‌اند. تلسکوپ فضایی اسپیتزر، تلسکوپ فضایی کپلر، تلسکوپ SPECULOOS (جستجوی سیاره‌های قابل سکونت که به دور ستاره‌های فوق سرد گردش می‌کنند) و تجهیزات موجود در رصدخانه‌ی پارانال در انجام این مطالعه‌ی گسترده مشارکت داشته‌اند.

داده‌ها دریافت‌شده از این تلسکوپ‌ها وارد یک مدل پیچیده‌ی رایانه‌ای شده است تا دانشمندان بتوانند چگالی ۷ سیاره‌ی منظومه TRAPPIST را محاسبه کنند. با انجام این‌ کار، دانشمندان پی برده‌اند که این سیاره‌ها تقریباً سنگی هستند و ۵ درصد جرم برخی از آن‌ها را آب تشکیل داده است. این در حالی است که آب، تنها ۰.۰۲ درصد از جرم زمین را تشکیل می‌دهد. همان‌طوری که گفته شد، محاسبه‌ی چگالی این سیاره‌ها کار ساده‌ای نیست. برای انجام این کار، باید وزن و اندازه‌‌ی این سیاره‌ها را نیز محاسبه شود. دانشمندان سال گذشته، سیاره‌های این منظومه را به وسیله‌ی روش انتقال کشف کردند. روش انتقال، اصول معینی ندارد؛ اما هرگاه سیاره‌ای از مقابل ستاره مادر عبور کند، از میزان نور آن ستاره کاسته می‌شود و دانشمندان متوجه می‌شوند که سیاره یا سیاره‌هایی به دور آن ستاره گردش می‌کنند. روش انتقال را می‌توان برای تعیین اندازه‌ی سیاره‌ها نیز به کار گرفت؛ اما چندان دقیق نیست.

برخی از این سیاره‌ها تا ۲۰ برابر زمین آب دارند

قسمت سخت ماجرا، یافتن جرم این سیاره‌ها است؛ زیرا سیاره‌هایی با جرم متفاوت، می‌توانند مدارهایی یکسان به دور ستاره داشته باشند که در این صورت ما نمی‌توانیم آن‌ها را از یکدیگر تشخیص دهیم؛ اما برای منظومه‌های چند سیاره‌ای مانند TRAPPIST 1 یک روش دیگر وجود دارد. مادامی که سیاره‌ها به دور ستاره‌ی TRAPPIST-1 گردش می‌کنند، سیاره‌هایی با جرم بیشتر، مدار سیاره‌های با جرم کم‌تر را دچار اختلال و منحرف می‌کنند. این اتفاق باعث می‌شود زمان‌بندی حرکت سیاره‌ها از مقابل ستاره، تغییراتی داشته باشد. این تأثیرات، بسیار پیچیده و نامحسوس هستند و برای تشخیص تغییرات زمان‌بندی، باید به دفعات زیادی آن منظومه را رصد کرد. همچنین باید مدل‌های رایانه‌ای پیچیده را به کار گرفت تا بتوان چگالی را محاسبه کرد.

سیمون گریم، پژوهشگر ارشد این مطالعه، در خصوص چگونگی انجام کار می‌گوید:

سیاره‌های منظومه‌ی TRAPPIST-1 به یکدیگر نزدیک هستند و با گرانش یکدیگر نیز تعامل دارند؛ بنابراین زمان عبور آن‌ها از مقابل ستاره، تغییرات بسیار اندکی خواهد داشت. تغییرات زمان‌بندی، به وزن سیاره‌ها، فاصله‌ی آن‌ها از یکدیگر و دیگر پارامترهای مداری وابسته است.

به کمک یک مدل رایانه‌ای پیچیده، دانشمندان مدار سیاره‌ها را شبیه‌سازی می‌کنند تا زمانی که تغییرات انتقالی سیاره‌ها با مشاهداتی که دانشمندان داشته‌اند هم‌خوانی داشته باشند. با این روند، می‌توان وزن سیاره‌ها را محاسبه کرد.

در مورد آب‌ چطور؟

پیش از هر چیزی باید بگوییم که این مطالعه، به‌صورت مستقیم آب را شناسایی نکرده است. دانشمندان در واقع یک ماده‌ی فرار را شناسایی کرده‌اند که به احتمال زیاد آب است. در هر صورت، چه این ماده آب باشد و چه نباشد، نتایج این مطالعه بسیار باارزش هستند. اکنون دانشمندان در یافتن سیاره‌های فراخورشیدی  متخصص هستند؛ اما گام بعدی این است که ویژگی‌های اتمسفر هر سیاره‌ای را که کشف می‌کنیم تشخیص دهیم.

اریک آگول، یکی از اعضای این پروژه، در مورد اهمیت داده‌های به‌دست‌آمده می‌گوید:

در حال حاضر، هدف مطالعه‌ی سیاره‌های فراخورشیدی این است که ترکیب این سیاره‌های زمین‌سان را از نظر اندازه و دما بررسی کنیم. به لطف کشف منظومه‌ی TRAPPIST-1 و وجود تجهیزات ESO در شیلی و تلسکوپ فضایی اسپیتزر در مدار، ما اکنون می‌توانیم این ترکیبات را شناسایی کنیم. اکنون ما می‌توانیم برای نخستین‌بار پی ببریم که سیاره‌های زمین‌سان از چه چیزی ساخته شده‌اند.

در این مطالعه، مشخص نشده است که این سیاره‌ها دارای حیات هستند یا خیر؛ حتی دانشمندان نمی‌توانند با قاطعیت بگویند که سیاره‌های TRAPPIST-1 قابل سکونت هستند. این مطالعه، صرفاً گامی رو به جلو در مسیر کشف حیات فرازمینی است و شاید روزی در یک سیاره‌ی دوردست، بتوانیم حیات فرازمینی کشف کنیم.

بریس اُلیویِر دیموری، یکی از پژوهشگران این پروژه از دانشگاه برن، می‌گوید:

اگرچه چگالی یک سرنخ مهم در امر تشخیص ترکیبات سیاره‌ها به شمار می‌رود؛ اما متأسفانه نمی‌تواند اطلاعات مفیدی در خصوص سکونت‌پذیری سیاره‌ها در اختیار ما قرار دهد. با این حال، این مطالعه یک گام مهم روبه جلو در زمینه‌ی کشف سکونت‌پذیری این سیاره‌ها به شمار می‌رود.

به‌طور کلی، اطلاعاتی که این مطالعه در مورد سیاره‌های منظومه‌ی TRAPPIST-1 در اختیار ما می‌گذارد، به شرح زیر است:

  • سیاره‌های TRAPPIST 1-b و c، نزدیک‌ترین سیاره‌ها به ستاره‌ی مادر هستند که هسته‌ی سنگی دارند و اتمسفری ضخیم‌تر از اتمسفر زمین، آن‌ها را پوشانده است.

  • سیاره‌ی TRAPPIST 1-d سبک‌ترین سیاره در این منظومه و جرم آن ۳۰ درصد جرم زمین است.

  • سیاره‌ی TRAPPIST 1-e کمی دانشمندان را شگفت‌زده کرده است؛ زیرا تنها سیاره‌ی این منظومه به شمار می‌رود که چگالی آن اندکی از زمین بیشتر است. هسته‌ای با چگالی بیشتر و از جنس آهن دارد؛ اما اتمسفر آن چندان ضخیم نیست. لایه‌ای از جنس یخ یا آب سطح آن را پوشانده است. این سیاره کمی مرموز است؛ زیرا سنگی‌تر از تمام سیاره‌های این منظومه است. این سیاره از نظر چگالی، اندازه و میزان تابش دریافتی از ستاره مادر، بیشترین شباهت را به زمین دارد.

  • سیاره‌ها‌ی TRAPPIST 1-f و g و همچنین h، ممکن است دارای سطحی کاملاً یخ‌زده باشند. اگر آن‌ها اتمسفری نازک داشته باشند، ممکن است مولکول‌های سنگینی نظیر کربن دی‌اکسید که روی زمین یافت می‌شوند، در آن‌ها وجود نداشته باشند.

منظومه‌ی TRAPPIST-1 برای مدت‌زمان زیادی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. به‌محض پرتاب تلسکوپ فضایی جیمز وب، این منظومه یکی از نخستین اهداف برای رصد خواهد بود. این منظومه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ حتی اگر هیچ یک از سیاره‌های آن قابل سکونت نباشند، دانشمندان می‌توانند اطلاعات ارزنده‌ای از آن‌ها به دست آورند که به ما در یافتن سیاره‌های دیگر کمک خواهند کرد.

منبع : زومیت

ستاره شباهنگ، باعث مخفی شدن یک خوشه ستاره‌ای شده است

ستاره شباهنگ، باعث مخفی شدن یک خوشه ستاره‌ای شده است

شباهنگ درخشان‌ترین ستاره‌ی آسمان است که شدت نور آن باعث شده تا یک خوشه‌ی ستاره‌ای که به تازگی شناسایی شده است، هزاران سال از دید انسان‌ها مخفی بماند.

دسامبر سال ۲۰۱۳ میلادی، آژانس فضایی اروپا، تلسکوپ فضایی گایا را به فضا پرتاب کرد. از آن زمان تا به امروز، این رصدخانه‌ی فضایی میلیاردها جرم آسمانی را به دقت رصد و بررسی کرده است و از جمله‌ی این اجرام می‌توان به ستاره‌ها، سیاره‌ها، دنباله‌دارها، سنگ‌های آسمانی و کهکشان‌ها اشاره کرد. این رصدخانه با بررسی این اجرام، نخستین فهرست سه‌بعدی را از اجرام فضایی تهیه خواهد کرد. تا آن زمان، این رصدخانه رازهای شگفت‌انگیزی را در مورد جهان فاش خواهد کرد که تا پیش از این چیزی در مورد آن‌ها نمی‌دانستیم.

در واقع، وقتی که گایا به تازگی نخستین داده‌های خود را ارسال کرد، چیزی بسیار جالب میان آن‌ها دیده می‌شد که تا به امروز متوجه آن نشده بودیم. وقتی که گایا ستاره‌ی شباهنگ (نورانی‌ترین ستاره‌ی آسمان شب) را رصد کرده است، متوجه حضور یک خوشه ستاره‌ای شده است که تا پیش از آن، نور بسیار شدید ستاره شباهنگ مانع از دیدن خوشه شده است. این خوشه ستاره‌ای که اکنون با نام خوشه‌ی گایا ۱ شناخته می‌شود، به لطف تصویری که یک ستاره‌شناس آماتور آلمانی به تازگی ثبت کرده، قابل مشاهده شده است.

به دلیل نورانی بودن و همچنین دیده شدن شباهنگ از سرتاسر سیاره‌ی زمین، این ستاره از دوران باستان همواره مورد توجه واقع شده است و دائماً میان ستاره‌شناسان و فرهنگ‌های گذشته از آن یاد شده است. مصریان باستان از این ستاره برای تعیین زمان و همچنین تعیین فصل کشاورزی استفاده می‌کرده‌اند. در مصر باستان، طلوع ستاره‌ی شباهنگ برابر بود با خروش رود نیل؛ یعنی خروش زندگی.

در اساطیر یونان باستان، شباهنگ، چشم صورت فلکی سگ بزرگ بوده است. این صورت فلکی در کنار صورت فلکی سگ کوچک، شکارچی (نام یک صورت فلکی دیگر) را تعقیب می‌کرده‌اند. میان ستاره‌شناسان چینی، شباهنگ، چشم گرگی آسمانی بود که درون عمارت پادشاه جینگ قرار داشت. وقتی که بطلمیوس در قرن سوم میلادی رساله‌ی المجسطی را تدوین می‌کرد، از ستاره‌ی شباهنگ به عنوان موقعیت خط نصف‌النهار مرکزی جهان استفاده کرد.

میانه‌های قرن ۱۹ میلادی بود که ستاره‌شناسان دریافتند احتمالاً شباهنگ، در واقع یک سامانه دوتایی است. ستاره‌ی شباهنگ به عنوان کوتوله‌ای سفید، جرمی برابر با دو جرم خورشیدی دارد و جفت این ستاره که باز هم کوتوله سفید بوده و در نزدیکی شباهنگ قرار گرفته، کمی از خورشید پرجرم‌تر است. شباهنگ بسیار نورانی است و ستاره‌شناسان نور کافی را برای بررسی ویژگی‌های آن در اختیار دارند؛ اما از سوی دیگر، این نور زیاد باعث شده تا برخی از اجرام نزدیک به این ستاره، دیده نشوند. گایا به کمک ابزارهای پیشرفته‌ی خود، در کنار شمارش دقیق اجرامی که در اطراف ستاره شباهنگ قرار گرفته‌اند، توانست برای نخستین‌بار خوشه‌ی ستاره‌ای گایا ۱ را نیز شناسایی کند. جزئیات کشف خوشه‌ی ستاره‌ای گایا ۱ و گایا ۲ که به تازگی شناسایی شده است، به همراه انتشار نخستین داده‌های گایا، در دسترس عموم قرار گرفتند. به محض انتشار این خبر، ستاره‌شناسان شگفت‌زده شدند و اکنون آماده هستند تا به بررسی ویژگی‌های این خوشه ستاره‌ای بپردازند.

خبر کشف گایا ۱ برای نخستین‌بار سال گذشته مطرح شد

خبر احتمال کشف این خوشه ستاره‌ای برای نخستین‌بار، سال گذشته در یک نشست خصوصی عنوان شد. در آن زمان، یک ستاره‌شناس آماتور آلمانی به نام هارالد کایزِر که در این نشست حضور داشت، اطلاعاتی در مورد خوشه به دست آورد و تصمیم گرفت که تصویری از این خوشه ستاره‌ای ثبت کند. وی با استفاده از تلسکوپی ۳۰ سانتی‌متری در یک شب کاملاً تاریک، توانست شباهنگ را به خوبی رصد کرده و تصویری از آن به ثبت برساند. نور شباهنگ، در این تصویر نیز بسیار زیاد بود و نیاز به ویرایش داشت. پس از تصحیح‌سازی نور شباهنگ، هارالد کایزِر موفق شد تا تعدادی از ستاره‌های نورانی این خوشه‌ی ستاره‌ای را مشاهده کند. همان‌طوری که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، برخی از ستاره‌های نورانی و بزرگ این خوشه‌ی ستاره‌ای در سمت چپ شباهنگ دیده می‌شوند. این تصویر کمک شایانی به شناسایی موقعیت دقیق خوشه ستاره‌ای کرد.

ستاره شباهنگ، باعث مخفی شدن یک خوشه ستاره‌ای شده است

با توجه به نتایج مطالعاتی که در فوریه سال گذشته منتشر شد، گایا ۱ احتمالاً یک خوشه ستاره‌ای پرجرم خواهد بود. با توجه به محاسبات انجام شده، جرم این خوشه ستاره‌ای، ۲۲ هزار جرم خورشیدی است و حدود ۲۹ سال نوری نیز قطر دارد که رقمی شگفت‌انگیز است. این خوشه‌ی ستاره‌ای در فاصله‌ی ۱۵ هزار سال نوری (۴.۶ کیلوپارسک) از زمین قرار گرفته است. جالب است که چنین خوشه‌ی بزرگی توسط نور یک ستاره مخفی مانده بود و خبر کشف آن باعث می‌شود تا ستاره‌شناسان دقت بیشتری در رصد اجرام آسمانی داشته باشند و اهداف دیگری را نیز مشخص کنند.

خبر کشف این خوشه‌ی ستاره‌ای در میان جامعه‌ی علمی نیز شور و شوقی ایجاد کرده است؛ زیرا قابلیت‌های گایا را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که دانشمندان باید چه انتظاراتی از این رصدخانه فضایی داشته باشند. اکنون دانشمندان منتظر دریافت سری دوم داده‌های گایا هستند که در تاریخ ۲۵ آوریل امسال منتشر می‌شوند؛ زیرا قرار است که اکتشافات جدیدی داشته باشد که همگی به اندازه‌ی این خبر، شگفت‌انگیز هستند.

منبع : زومیت

دانشمندان روش جدیدی برای پیش‌بینی طوفان تگرگ طراحی کرده‌اند

دانشمندان روش جدیدی برای پیش‌بینی طوفان تگرگ طراحی کرده‌اند

طوفان‌ تگرگ به‌طور معمول هر سال خسارت‌های زیادی به آمریکا وارد می‌کند و اکنون دانشمندان روش جدیدی برای پیش‌بینی آن طراحی کرده‌اند.

تگرگ عارضه‌ی طبیعی نامطلوبی است که هزینه‌های زیادی برای مردم در پی دارد و هر سال با آسیب زدن به سقف خانه‌ها و محصولات کشاوری، میلیاردها دلار به مردم ایالات متحده خسارت وارد می‌کند. اکنون دانشمندان روش جدیدی برای پیش‌بینی طوفان‌ تگرگ طراحی کرده‌اند. پژوهشگران گزارش این روش جدید را در مقاله‌ای در نشریه‌ي Geophysical Research Letters منتشر کردند.

ویکتور جنیسینی، پژوهشگر پیش‌بینی آب و هوایی از دانشگاه ایلینوی شمالی، به همراه همکارش جان آلن از دانشگاه میشیگان این روش جدید را طراحی کرده‌اند. این پژوهشگران الگوهای رودبادها یا جریان‌های جتی (Jet stream)، اقیانوس آرام و اطلاعات آب و هوایی مربوط به بارش تگرگ بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۶ را با شاخص جهانی باد (GWO) مقایسه کرده‌اند. شاخص جهانی باد، هسته اصلی همه‌ی اطلاعات آب و هوایی است که دانشمندان برای بررسی رطوبت گرمسیری و انرژی جو زمین از آن بهره می‌برند. ترکیبی از این عوامل احتمالا در پدید آمدن گردباد هم دخیل است. پژوهشگران دریافتند که چهار مرحله از هشت مرحله‌ای که در این شاخص حضور دارند، عوامل مؤثری هستند که موجب افزایش بارش تگرگ در فصل‌های طوفانی می‌شوند.

جان آلن در یک نشست خبری گفت:

رابطه‌ی قوی بین شاخص جهانی باد و طوفان‌ تگرگ در ایالات متحده وجود دارد. این رابطه کمک می‌کند تا تغییرپذیری تگرگ را درک کنیم که توضیح مناسبی در مورد دوره‌های فعال و غیر فعال بارش تگرگ طی فصل‌های بهار و پاییز در اختیار ما می‌گذارد.

بر اساس گزارش آزمایشگاه ملی طوفان‌ شدید (NSSL)، پیش‌بینی بارش تگرگ بسیار دشوار است؛ چرا که معمولا تفاوت آشکاری بین توفانی که موجب بارش تگرگ می‌شوند و دیگر طوفان‌ها قابل تشخیص نیست. اما پژوهشگران تلاش‌های مداومی را برای طراحی روشی جدید برای پیش‌بینی تگرگ با استفاده از اطلاعات رادار دوقطبی داشته‌اند. روشی که جنیسینی و آلن طراحی کرده‌اند، امیدوارکننده است؛ اما برای اثبات کارایی این روش باید تا تابستان آینده صبر کرد، یعنی زمان که شاخص جهانی باد به علت فرایندهای هواشناسی در مقیاس کوچک کمتر قابل اتکا است. این پژوهشگران هم برنامه‌هایی را برای تعیین دقت پیش‌بینی‌های آب و هوایی خود در بهار در نظر گرفته‌اند

منبع : زومیت

ناسا یک سیستم ناوبری فضایی ساخته است

ناسا یک سیستم ناوبری فضایی ساخته است

ناسا با ساخت نوع جدیدی سیستم ناوبری فضایی خودکار، می‌خواهد توانایی‌های خود برای کاوش فضا را افزایش دهد.

این سیستم جدید که کاوشگر ایستگاه برای فناوری زمان‌بندی و ناوبری اشعه‌ایکس یا سکستانت (SEXTANT) نام دارد، برای تعیین موقعیت مکانی اجرام کیهانی در فضا از تپ‌اخترها استفاده می‌کند. تپ‌اخترها، ستاره‌های نوتورنی چرخانی هستند که با سرعتی بسیار بالا گردش می‌کنند و همواره پالس‌ها و تابش‌های الکترومغناطیسی بسیار قوی را از خود منتشر می‌کنند.

روشی که سکستانت از آن برای تعیین موقعیت اجرام کیهانی بهره می‌برد، با سیستم GPS یا موقعیت‌یابی جهانی قابل مقایسه است که امکان موقعیت‌یابی و ناوبری دقیق با استفاده از ماهواره‌های اطراف زمین را برای رانندگان فراهم می‌کند. تپ اخترهایی که سکستانت از آن‌ها بهره می‌برد، در طیف پرتوی ایکس مشاهده می‌شوند و پرتوهای تابشی در آن به‌طور عمده نقش یک راهنما را ایفا می‌کنند.

این سیستم ناوبری فضایی، یک پیشرفت بزرگ در اکتشافات فضایی آینده است

تیمی از مهندسان ناسا با قرار دادن سیستم سکستانت در کاوشگر ترکیب درونی ستاره‌ نوترونی (NICER) قابلیت‌های سیستم سکستانت را به اثبات رساندند. کاوشگر NICER، یک تلسکوپ فضایی به‌اندازه‌ی یک ماشین لباس‌شویی معمولی است که هم اکنون به ایستگاه فضایی بین‌المللی متصل است. این کاوشگر به بررسی ستاره‌های نوترونی و پالس‌های آن‌ها می‌پردازد. جیسون میچل، مدیر پروژه سکستانت، در کنفرانس خبری ناسا، گفت:

این یک پیشرفت بزرگ در اکتشافات فضایی آینده است. ما برای نخستین بار قادر به اثبات سیستم ناوبری اشعه‌‌ی ایکسی کاملا خودکار و در زمان واقعی بودیم.

ناسا در ماه نوامبر، کاوشگر NICER را برای اندازه‌گیری  زاویه بین اجرام آسمانی و تعیین موقعیت آن‌ها آزمایش کرد. سپس از اطلاعات کاوشگر NICER برای تغذیه ی سکستانت استفاده کرد. سکستانت هم توانست در عرض هشت ساعت، موقعیت مداری NICER در اطراف زمین را با شعاع ۱۰ مایلی برآورد کند. لوک وینترنیتس، معمار سیستم سکستانت در این کنفرانس خبری ناسا، گفت:

 این آزمایش بسیار سریع‌تر از انتظار ما انجام شد. ما دو هفته را برای آزمایش در نظر گرفته بودیم. باید نشان می‌دادیم که این سیستم قابلیت‌های لازم را دارد. آزمایش ما هم بالاخره توانایی سیستم ناوبری خودکار را به خوبی نشان داد.

با این حال، سیستم سکستانت هنوز کامل نشده است. ناسا پیش‌بینی می‌کند که تا استفاده از یک نسخه ناوبری فضایی خودکار، چند سال فاصله دارد. اما هنگامی که این فناوری به مرحله‌ی عملیاتی برسد، بسیاری از نیازهای ناسا برای اکتشافات فضایی را برآورده می‌کند. در حالی که جی پی اس برای زمین و مدار پایین زمین مناسب است، اما سیگنال‌های آن برای اجرام دور بسیار ضعیف است. به همین علت، سیستم ناوبری اشعه‌ی ایکس ناسا برای فضاپیماهایی که به اعماق فضا فرستاده می‌شوند، کاملا ضروری خواهد بود. میچل در ادامه‌ی صحبت‌های خود در کنفرانس خبری ناسا، گفت:

آزمایش موفقیت‌آمیز این سیستم، توانایی سیستم ناوبری پرتوهای اشعه ایکس را به‌عنوان یک قابلیت ناوبری جدید و خودکار به خوبی نشان داد. ما نشان داده‌ایم که یک نسخه کامل از این فناوری می‌تواند، اکتشافات فضایی عمیق در هر نقطه‌ای از منظومه شمسی و فراتر از آن را بهبود بخشد.

ناسا قصد دارد که سیستم پرواز و نرم‌افزار زمینی این فناوری را تا اواخر سال جاری آزمایش کند. مهندسان ناسا همچنین باید حساسیت‌ ابزارهای سکستانت را افزایش دهند، آن‌ها همچنین باید اندازه، وزن و میزان مصرف انرژی سکستانت را هم کاهش دهند. مهندسان ناسا معتقدند که یک سیستم ناوبری فضایی خودکار می‌تواند در نهایت در ماموریت‌های فضایی سرنشین‌دار و همچنین در ماموریت‌های آینده به مشتری، زحل و اقمار آن‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

منبع : زومیت

معرفی ارقام جدید “طلای سفید”با توجه به شرایط اقلیمی کشور

معرفی ارقام جدید "طلای سفید"با توجه به شرایط اقلیمی کشور

به گزارش خبرنگار ایسنا، پنبه از مهمترین و اصلی‌ترین گیاهان تولیدکننده الیاف طبیعی است و در جهان بعد از سویا بیشترین مصرف را دارد. کرم قوزه پنبه نیز از آفات جهانی و مهم پنبه است که در پنبه کاری‌های شمال تا مرکز ایران خسارت قابل توجهی را وارد کرده است. این محصول به دلیل مبادلات وسیع تجاری به “طلای سفید” مشهور است؛ چراکه این گیاه در تولید نخ و پارچه به کار برده می‌شود. برای این منظور الیاف آن را به شکل گسترده و رشته‌ رشته درآورده تا دراز و پیچیده در هم شوند. نخ پدید آمده در تولید پارچه به کار گرفته می‌شود.

سطح زیر کشت پنبه در کشور حدود ۹۰ هزار هکتار و میزان تولید ۲ تن در هکتار است. کل تولید پنبه در کشور حدود ۱۶۰ هزار تن است که در مقایسه با تولید جهانی بسیار کم است که منجر به واردات سالانه حدود  ۶۰ هزار تن  پنبه می‌شود.

از سوی دیگر برای کنترل آفات و بیماری‌ها در سال ۴ تا ۱۰ مرتبه مزارع پنبه سمپاشی می‌شوند که ضمن افزایش هزینه کشاورزان، موجب آلودگی زیست‌محیطی نیز خواهد شد. در کنار آفات باید بحران‌هایی چون کم آبی، کاهش ۶۵ درصدی بارش‌ها در سال جاری، آفات و شوری آب و خاک را نیز اضافه کرد.

با  توجه به این موارد نیاز به جایگزینی ارقام تجاری موجود با ارقام پرمحصول و مقاوم به آفات و بیماری‌ها در کشور است که فناوری مهندسی ژنتیک قابلیت بالایی در ایجاد ارقام مقاوم به آفات، بیماری‌ها و تنش‌های محیطی دارد.

به گفته رییس موسسه تحقیقات پنبه، “کرم غوزه” و بیماری قارچی “ورتیسیلیوم” پنبه از جمله آفات این محصول به شمار می‌رود، ضمن آنکه کشور با بحران کم آبی مواجه است؛ از این رو محققان این موسسه اقدام به معرفی ارقام جدید پنبه مقاوم به شوری و خشکی کردند.

استفاده از فناوری‌های زیستی برای ارقام تراریخته نیز از دیگر دستاوردهای این موسسه است که به گفته دکتر روشنی با توجه به اهمیت این محصول نباید دچار افراط در تولید این محصول شویم.

با توجه به دستاوردهای این موسسه، تفاهم‌نامه همکاری مشترک میان مؤسسه تحقیقات پنبه کشور و پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی امضاء شد. بر اساس این تفاهم‌نامه اقدام به آماده‌سازی کامل زیرساخت‌ها و اجرای عملیات کاشت، داشت و برداشت مربوط به آزمایش تعیین ارزش زراعی دو لاین پنبه تراریخته متحمل به آفات در یک مزرعه آزمایشی در ایستگاه تحقیقات پنبه هاشم‌آباد و اجرای فصل تلاقی پروژه شد.

افراط و تفریط‌های محصولات تراریخته

قربانعلی روشنی، رییس موسسه تحقیقات پنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، در خصوص مطالعات این موسسه در زمینه تولید محصول پنبه تراریخته با بیان اینکه در کشور موافق و مخالفان زیادی در خصوص محصولات تراریخته وجود دارد، خاطر نشان کرد: بررسی تجارب جهانی نشان می‌دهد در کشوری مانند هند، کشت پنبه تراریخته از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و با وجود ۵۰ هکتار مزرعه پنبه، این کشور امروزه توانسته است یک سوم پنبه دنیا را تولید کند.

وی با تاکید بر اینکه همه این میزان پنبه تولید شده در هند، تراریخته است، ادامه داد: آمریکا، از سال ۱۹۹۰ بر روی موضوع تراریخته‌ها متمرکز شد و برای بسیاری از محصولات مانند گندم تراریخته قوانین سختگیرانه‌ای را وضع کرده است، به گونه‌ای که حتی گاه گندم تراریخته صرف خوراک دام نمی‌شود.

روشنی اضافه کرد: ولی بیش از ۹۰ درصد پنبه تولیدشده در این کشور تراریخته است. اینها مثال‌های قابل اعتنایی است که می‌توان به آن توجه کرد.

رییس موسسه تحقیقات پنبه با اشاره به تولید محصولات خوراکی تراریخته مانند برنج، اظهار کرد: از آنجایی که محصولاتی مانند برنج در زنجیره اصلی غذا قرار می‌گیرد، قوانین سخت‌گیرانه در این باره صحیح است؛ چراکه وجود هر عارضه در برنج تراریخته در جیره غذایی انسان قرار خواهد گرفت، ولی در مورد پنبه این امر وجود ندارد.

وی با تاکید بر دوری از افراط در مورد تولید محصولات تراریخته، یادآور شد: این در حالی است که بیش از ۹۰ درصد از روغن‌های خوراکی مصرفی ایران وارداتی است که از منابع تراریخته تولید شده است.

روشنی با اشاره به اثرات محصولات تراریخته در پنبه، گفت: آفت کرم غوزه یکی از آفات مهم پنبه است که برای مقابله با این آفت و سایر آفات نیاز است تا کشت این محصول ۵ بار سمپاشی شود. سموم استفاده شده در مزارع پنبه دارای اثرات نامطلوبی است؛ چراکه با وارد شدن به آب‌های زیر زمینی، یا توسط سایر گیاهان خوراکی جذب می‌شود که در این صورت با مصرف این گیاهان، آلودگی به ما منتقل می‌شود و یا جذب خاک می‌شود.

وی خاطر نشان کرد: با جایگزین کردن محصولات تراریخته پنبه مقاوم به آفات می‌توان محصولاتی تولید کرد که نیاز به سمپاشی ندارند.

رییس موسسه تحقیقات پنبه با بیان اینکه در حال حاضر پروژه‌های تحقیقاتی در زمینه پنبه تراریخته در این موسسه در دستور کار قرار دارد، افزود: با نمونه‌هایی که پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی در اختیار ما قرار داده و یا نمونه‌های خارجی، مطالعاتی را در این زمینه اجرایی کردیم که با آزمایش‌های تخصصی توانستیم از میان منابع ژنتیکی متعددی که در اختیار ما گذاشته شده بود، چند رقم پنبه را که دارای کارایی بالایی بودند، معرفی کنیم.

ارقام جدید پنبه برای سازگاری با محیط

روشنی با اشاره به راه‌اندازی موسسات تحقیقاتی تک‌محصولی در دو دهه اخیر در کشور، افزود: راه‌اندازی این نوع موسسات تحقیقاتی بر اساس یکی از سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی در زمینه تولید برخی از محصولات به صورت تخصصی و علمی بوده و ایجاد موسسات تحقیقاتی برنج، خرما، پسته، چغندرقند و پنبه نیز در همین راستا بوده است.

وی خواستگاه پنبه را در استان گلستان دانست و با بیان اینکه از این رو موسسه تحقیقات پنبه در گرگان تاسیس شد، یادآور شد: این موسسه در حوزه‌هایی چون آفات و بیماری‌ها، داشت، کاشت و برداشت و همچنین در حوزه‌های پس از برداشت و تولید ارقام پنبه جدید و رفع نیازهای فنی که مستلزم توجه بود، فعالیت‌های علمی خود را آغاز کرد.

روشنی با بیان اینکه با توجه به ماموریت‌هایی که برای این موسسه تعریف و تدوین شد، موسسه در قالب ۵ بخش تحقیقاتی فعالیت‌های خود را آغاز کرد، ادامه داد: بخش “به‌نژادی” ایجاد ارقام جدید، بخش “به‌زراعی” وظیفه مدیریت مزرعه از قبل از کاشت، داشت و برداشت و پس از برداشت، بخش “تحقیقات فنی و مهندسی” ماموریت‌هایی در حوزه آبیاری و ماشین آلات و بخش “گیاهپزشکی” مسایل مرتبط با آفات و انواع بیماری‌های مرتبط با پنبه را پیگیری می‌کنند.

مهمترین دستاوردهای موسسه تحقیقات پنبه

وی تعداد کل اعضای هیات علمی متخصص در حوزه پنبه در موسسه تحقیقات پنبه را کمتر از ۸ دهم درصد محققان سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی دانست و یادآور شد: با وجود کم بودن تعداد اعضای هیات علمی، محققان این موسسه به تولید ارقام جدید پنبه و یا دانش فنی و تجاری‌سازی دست یافتند.

روشنی با بیان اینکه در زمانی در کل کشور تنها ۲ رقم پنبه کشت می‌شد، یادآور شد: یکی از ارقام رقم “ساحل” در کرانه جنوبی دریای خزر و عمده پنبه‌کاری کشور از این نوع رقم بود و رقم دیگر “ورامین” است که از ارقام قدیمی پنبه به شمار می‌رود.

رییس موسسه تحقیقاتی پنبه اضافه کرد: ولی از زمان فعالیت این موسسه، ۱۲ رقم تجاری پنبه تولید شد.

وی، بزرگترین چالش کشور در پنبه‌کاری را فقدان نیروی کارگری دانست و یادآور شد: کشاورزان تمایل به کشت ارقام پنبه دیر رس مانند رقم “ساحل” ۱۹۰ روزه و یا رقم “ورامین” ۲۰۰ روزه ندارند و به دنبال کشت ارقام پنبه زودرس‌تر، مقاوم به خشکی و شوری و با عملکرد بیشتر هستند که خوشبختانه در این راستا گام‌های خوبی برداشته شد.

روشنی ادامه داد:‌ با مطالعاتی که در این زمینه انجام شد، امروز توانستیم برای هر نقطه از کشور رقم مناسب کشت پنبه را تولید کنیم، به گونه‌ای که ارقامی تولید شد که حداقل دو ماه زودرس‌تر از سایر ارقام برداشت می‌شود.

وی با بیان اینکه زودرس بودن پنبه به معنای دو ماه مراقبت کمتر و سمپاشی و آبیاری کمتر، خاطر نشان کرد: به دلیل نبود این زیر ساخت‌ها، در سال‌هایی در حال از دست دادن سطح زیر کشت پنبه در کشور بودیم که با معرفی این ارقام از کاهش سطح کشت جلوگیری شد و امیدوارم با سیاست‌های حمایتی از این محصول، شاهد این باشیم که سطح کشت روز به‌روز افزایش یابد.

آفات پنبه

رییس مرکز تحقیقات پنبه با بیان اینکه آفات این محصول بسته به استان و موقعیت، متفاوت است، گفت: بیماری قارچی “ورتیسیلیوم” پنبه از جمله آفات این محصول است که در استان‌های شمالی کشور به عنوان خسارت‌بارترین آفات پنبه به شمار می‌رود. از این رو در این مناطق معرفی ارقام پنبه مقاوم به این آفت بسیار مهم است.

وی با اشاره به چالش کم‌آبی در کشور، یادآور شد: برای مناطق مواجه با کم آبی ارقام متحمل به خشکی بسیار مهم است. در گذشته تنها رقم “ورامین” بود که ما رقم پنبه “خورشید” را جایگزین این رقم در بخشی از اراضی آستان قدس که منطقه‌ای خشک است، کردیم.

به گفته این محقق، پنبه رقم “خورشید” یک رقم تیپ صفر پنبه با نام پنبه‌های “الیاف متوسط” است  که پرمحصولی، زودرس، مناسب برای کشت در ردیف‌های بسیار باریک، کارایی بالا در مصرف آب و قابلیت برداشت با دستگاه قوزه‌چین از جمله ویژگی‌های این محصول به شمار می‌رود.

روشنی با بیان اینکه این رقم مناسب برای مناطق خشک است، ادامه داد: این رقم حداقل ۴۵ تا ۵۰ روز زودتر از سایر ارقام می‌رسد که این ویژگی‌ به معنی کاهش میزان آبیاری است.

رییس موسسه تحقیقات پنبه، معرفی ارقام جدید مقاوم به شوری را از دیگر دستاوردهای این موسسه نام برد و گفت: آب‌های بی‌کیفیت و شور قابل استفاده برای محصولات کشاورزی نیست، ولی این آب‌ها قابل استفاده برای ارقام متحمل به شوری است و آسیبی به گیاه پنبه وارد نمی‌کند.

وی ادامه داد: با توجه به خصوصیات این رقم پیشنهاد شد تا در اراضی شور استان خوزستان، کاشت پنبه متحمل به شوری مورد بهره‌برداری قرار گیرد و از آب ناشی از زهکشی برای این منظور استفاده شود.

منبع : ایسنا

مزرعه تحقیقاتی گل نرگس و گیاهان دارویی راه‌اندازی شد

مزرعه تحقیقاتی گل نرگس و گیاهان دارویی راه‌اندازی شد

به گزارش ایسنا، دکترسید نژاد رئیس دانشگاه صنعتی خاتم الانبیای بهبهان در آئین بهره‌برداری ازاین طرح گفت: ضرورت ایجاد مزرعه تحقیقاتی همواره در شهرستان و دانشگاه احساس می‌شد که این مهم با پیگیری مسئولان دانشگاه در قالب مزرعه تحقیقاتی گل نرگس و گیاهان دارویی به سرانجام رسید. این مزرعه در پیشبرد تحقیقات دانشجویان تحصیلات تکمیلی و همکاران هیات علمی دانشکده‌ها بسیار موثر است.

دکتر محمد فرجی، معاون آموزشی و پژوهشی دانشگاه صنعتی خاتم الانبیای بهبهان نیز گفت: این مزرعه از مصوبات نشست ماه گذشته گل نرگس در این دانشگاه با حضور نرگس‌کاران و مسئولان شهرستان و اعضای هیات علمی دانشگاه با مهندس شمسایی مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان بوده که وی قول مساعدت و حمایت از احداث آن را دادند و از اهداف مهم آن تحقیقات گل نرگس با هدف بالا بردن کمی و کیفی تولید گل نرگس در شهرستان بهبهان است و در فاز اول این مزرعه با حمایت اداره منابع طبیعی شهرستان، ۲۰ هزار پیاز گل نرگس کاشته شد.

دکترپور رضایی، مسئول مزرعه تحقیقاتی درخصوص طرح جامع تحقیقات گل نرگس و گیاهان دارویی، به راه‌اندازی گلخانه و ایجاد کلکسیون درختان و درختچه‌های بومی استان و منطقه در آینده نزدیک در این مزرعه خبر داد.

منبع : ایسنا

بهترین پایه برای ژنوتیپ‌های ارقام مقاوم به بیماری “جاروک”

بهترین پایه برای ژنوتیپ‌های ارقام مقاوم به بیماری "جاروک"

به گزارش ایسنا،  حامد حسن‌زاده خانکهدانی، روز شنبه ۲۸ بهمن‌ماه از رساله دکترای خود در رشته علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و اصلاح درختان میوه با عنوان «بررسی اثر پایه بر شاخص‌های رویشی، عناصر معدنی و واکنش به فیتوپلاسمای عامل بیماری جاروک لیموترش در پیوندک ژنوتیپ‌های مختلف پرشین‌لایم» که در سالن اجتماعات دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان برگزار شد، دفاع کرد.

وی در این جلسه محور اصلی موضوع این رساله را معرفی بهترین پایه برای ژنوتیپ‌های مختلف پرشین‌لایم نام برد و افزود: بعد از حدود ۴ سال تحقیق میدانی و مزرعه‌ای، پایه «ولکامرلمون» به‌عنوان پایه برتر معرفی شد.

این دانشجوی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان با بیان اینکه شیوع بیماری جاروک لیموترش در جنوب ایران، منجر به تکاپوی محققان در استفاده از راه‌کارهای مختلف جهت پیشگیری و مدیریت این بیماری شد، تصریح کرد: اقداماتی نظیر مبارزه با ناقل با استفاده از حشره‌کش‌ها در زمان و غلظت مناسب، حذف جاروک‌ها در درختان آلوده، حذف درختان بسیار آلوده و غیراقتصادی، حذف علف‌های هرز و اعمال مدیریت در باغ مانند تغذیه صحیح و به‌موقع و آبیاری مناسب با آب باکیفیت و نیز امحاء کامل باغ‌های آلوده‌ فاقد پتانسیل تولید، ازجمله راه‌کارهای مهم در مقابله با این بیماری است. در این ‌بین، استفاده از ارقام تجاری مقاوم یا متحمل به بیماری جاروک نظیر پرشین‌لایم از دیگر برنامه‌های راهبردی جهت کنترل این بیماری است.

وی ادامه داد: با توجه به وقوف باغداران منطقه به مقاوم بودن پرشین‌لایم به این بیماری و در نتیجه افزایش تمایل به توسعه سطح زیر کشت آن، تقاضای باغداران به این رقم مرکبات افزایش یافته است و بر اساس افزایش تقاضا، گرایش نهالستان‌ها به تولید نهال پرشین‌لایم رو به فزونی رفت، اما دو محدودیت اساسی در این راه وجود داشت، یکی عدم معرفی پایه مناسب برای این رقم و دیگری محدودیت پیوندکِ بااصالت و مرغوب جهت تکثیر پیوندی.

این دانشجوی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان خاطرنشان کرد: با توجه به سابقه تاریخی استفاده از پایه‌های بکرایی و مکزیکن‌لایم در جنوب ایران به‌ویژه در مناطق عمده تولید نهال مرکبات در جنوب نظیر داراب و جهرم و با عنایت به این موضوع که مناطق ذکرشده منبع اصلی تأمین نهال مرکبات برای استان هرمزگان بوده و هستند، عمده پرشین‌لایم‌های تولیدی روی این دو پایه به منطقه وارد و در مناطقی نظیر رودان کشت شد.

حسن‌زاده خانکهدانی بیان کرد: متأسفانه حساسیت پایه‌های بکرایی و مکزیکن‌لایم به بیماری جاروک تا جایی پیش رفت که در پاجوش‌های (نرک‌های) درختان پیوندی پرشین‌لایم روی این دو پایه، که به دلیل مدیریت ضعیف در باغ رشد کرده بودند، نیز علائم بیماری جاروک مشاهده شد اما علائم در پیوندک (پرشین‌لایم) با گذشت چندین سال مشاهده نشد.

وی اضافه کرد: اگرچه پرشین‌لایم به بیماری جاروک مقاوم است، ولی درصورتی‌که روی پایه‌های حساس مانند مکزیکن‌لایم و بکرایی پیوند شود، امکان آلودگی پایه وجود دارد که آلودگی پایه به‌نوبه خود می‌تواند باعث از بین رفتن ریشه‌ها و نهایتاً ضعف و از بین‌ رفتن درخت پرشین‌لایم شود.

این دانشجوی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان با تأکید بر اینکه استفاده از پایه‌های مقاوم و غیر حساس به بیماری جاروک برای پرشین‌لایم، یکی از مواردی است که نیازمند انجام پژوهش بود، ابراز کرد: از طرفی با توجه به تفاوت در میزان رشد رویشی و غلظت عناصر معدنی در پایه‌های مختلف مرکبات، ارزیابی پایه‌های مستعد از این جنبه از اهمیت زیادی برخوردار است، لذا جهت حل مشکل معرفی پایه مناسب، بررسی اثر متقابل پایه و پیوندک در دستور کار این پژوهش قرار گرفت.

حسن‌زاده خانکهدانی دومین محدودیت تولید نهال پرشین‌لایم را دسترسی محدود به منابع اصیل پیوندک خواند و اظهار کرد: متأسفانه با سوءاستفاده از غفلت و ناآگاهی تعدادی از باغداران، برخی تولیدکنندگان نهال، اقدام به پیوند ارقامی مشابه پرشین‌لایم روی پایه‌های مکزیکن‌لایم و بکرایی کرده و این نهال‌های تولیدی را به نام پرشین‌لایم در منطقه توزیع می‌کردند؛ همچنین به‌طور ناآگاهانه و غیرعمدی، برخی تولیدکنندگان نهال و باغداران از واژه جعلی لیمو مصری به‌جای پرشین‌لایم استفاده می‌کردند، به‌طوری‌که در مناطق عمده‌ای از استان هرمزگان، رقم پرشین‌لایم با نام لیمو مصری شناخته می‌شود.

وی ادامه داد: لیمو مصری (Egyptian lime) در اصل یک دانهال منتج‌شده از مکزیکن‌لایم است که در برخی منابع این واژه (Egyptian lime) همراه با نام علمی  Citrus aurantifolia Swingle که در واقع متعلق به مکزیکن‌لایم است، آورده شده است.

این دانشجوی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان با بیان اینکه بر اساس مطالعات صورت گرفته در این رساله، لیموی مصری در ایران وجود نداشته و ژنوتیپی از لیموترش که در منطقه جهرم فارس به این نام شناخته می‌شود، درواقع یک ژنوتیپ حاصل از دانهال‌های جنسی مکزیکن‌لایم است و اطلاق نام لیمو مصری به این ژنوتیپ لیموترش اشتباه است، افزود: تعیین اصالت درختان مادری پرشین‌لایم جهت تأمین پیوندک لازم و نیز تعیین سطوح پلوییدی ژنوتیپ‌های منسوب به پرشین‌لایم (با توجه به تفاوت سطح پلوییدی پرشین‌لایم نسبت به بقیه ارقام مرکبات) و همچنین بررسی تنوع ژنتیکی بین این ژنوتیپ‌ها، از دیگر محورهای این رساله بود.

حسن‌زاده خانکهدانی اضافه کرد: با توجه به اهمیت مکزیکن‌لایم (لیموترش) در اقتصاد و نیز سبد غذایی، توصیه می‌شود کشت آن در مناطق با آلودگی کم یا بدون آلودگی به جاروک همچنان ادامه یابد و با اعمال مدیریت صحیح در باغ، از ابتلا به بیماری جاروک ممانعت به‌عمل آید.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در مناطق بسیار آلوده به بیماری جاروک، کشت پرشین‌لایم روی پایه ولکامرلمون توصیه می‌شود، اما جهت استفاده حداکثری از پتانسیل این گونه مرکبات باید از توری سایبان و محلول‌پاشی با کائولین (۵ درصد) جهت کاهش صدمات ناشی از آفتاب شدید و نیز محلول‌پاشی با محلول‌های قارچ‌کش در سه نوبت (اواسط بهمن‌ماه، اواخر اردیبهشت‌ماه و اواسط مرداد) استفاده شود.

منبع : ایسنا

تصاویر باشکوه “هابل” از یک کهکشان مارپیچی

تصاویر باشکوه "هابل" از یک کهکشان مارپیچی

به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، کهکشان مارپیچی”ان‌جی‌سی ۳۳۴۴”  تقریبا نصف کهکشان راه شیری و متعلق به یک قطعه نسبتا کوچک از کهکشان‌های مرتبط  با” اَبَرخوشه دوشیزه” (Virgo Supercluster) است که این ابرخوشه متشکل از چندین هزار ساختار بزرگ کیهانی است.

این امر تا حدی ناشی از این واقعیت است که کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی است که در آن زمین تقریبا روی یکی از بازوهای مارپیچی کوچک موسوم به “بازوی شکارچی” (Orion Spur ) است.

همانند کهکشان راه شیری، کهکشان مارپیچی ان‌جی‌سی ۳۳۴۴ یک الگوی مارپیچی پیچیده را نشان می‌دهد.

ستاره‌شناسان تخمین می‌زنند که تقریبا دو سوم تمام کهکشان‌های مارپیچی میزبان نوارمرکزی هستند، اما همه این ویژگی‌ها برابر نیستند.

با این حال، کهکشان مارپیچی ان جی سی ۳۳۴۴ به عنوان یک کهکشان مارپیچی ضعیف شناخته شده است.

تلسکوپ فضایی هابل تصویر ان جی سی ۳۳۴۴ را با دوربین “میدان باز۳” (Wide Field Camera 3) خود و با استفاده از یک سری فیلترها که به آن اجازه می‌دهد تا طول موج های طیف الکترومغناطیسی از جمله اشعه مادون قرمز و اشعه ماوراء بنفش را که برای چشم انسان نامرئی هستند ثبت کند، گرفته است.

بازوهای مارپیچی ان‌جی‌سی ۳۳۴۴ از نور آبی شدید ستاره‌های فوق‌العاده داغ و تازه متولد شده، تشکیل می‌شوند.

ستاره شناسان ستاره‌هایی را در کهکشان مارپیچی ان جی سی ۳۳۴۴ شناسایی کرده‌اند که این ستارگان نسبت به اکثر اجرام ستاره‌ای که این کهکشان را تشکیل می‌دهند، به شکل نامنظم حرکت می‌کنند.

منبع : ایسنا

بزرگترین “دونات” جهان هستی!

بزرگترین "دونات" جهان هستی!

به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، ابرسیاهچاله‌هایی که در مرکز کهکشان‌ها قرار دارند، هر چیزی را که به اندازه کافی به آنها نزدیک شود، می‌بلعند، اما امکان دیدن این اتفاق در هسته آرام کهکشان راه شیری به ندرت فراهم می‌شود.

در حال حاضر، ستاره شناسان که از رصدخانه “ALMA” واقع در شیلی استفاده می‌کنند، از یک ابرسیاهچاله بسیار فعال در مرکز کهکشان مارپیچی M77، که ظاهرا بزرگترین “دونات” هستی است، تصویربرداری کردند.

قلب کهکشان M77 همان چیزی است که به عنوان هسته فعال “AGN” شناخته می‌شود، به این معنی که گاز و ماده به طور مداوم به سمت سیاهچاله مرکزی مکیده می‌شوند و نور شدیدی ساطع می‌کنند.

این مناطق فعال در جهان می‌تواند به رمزگشایی اینکه چگونه کهکشان‌ها و ابرسیاهچاله‌ها در هسته‌هایشان در کنار یکدیگر توسعه می‌یابند، کمک کند.

مرکز کهکشان ما فارغ از منظره خیره‌کننده، خیلی فعال نیست، بنابراین اخترشناسان باید برای یافتن سرنخ به کهکشان‌های دوردست بنگرند.

این گروه اخترشناسی که از محققان رصدخانه ملی ژاپن، دانشگاه “سوکندای”(SOKENDAI) و دانشگاه “کاگوشیکما”(Kagoshima) تشکیل شده است، برای رصد هسته کهکشان M77 از “ALMA” استفاده کردند.

این تیم یک ساختار فشرده گازسوزی شبیه به یک پیراشکی غول‌پیکر دارد که در اطراف سیاهچاله قرار دارد. ابرها نوری حدود ۲۰ سال نوری را از مرکز ساطع می‌کنند و در اطراف سیاهچاله در حال چرخش هستند.

وجود این ساختارهای چرخشی چند ۱۰ سال قبل پیش‌بینی شده بود، اما طبق گفته‌های محققان، این اولین بار است که به طور مستقیم مشاهده می‌شود.

رزولوشن تصاویر ALMA بالاست و امکان مطالعه مستقیم روی ویژگی‌های این ابرسیاهچاله را فراهم کرده است. محققان اظهار داشتند مهم است که بر روی خطوط انتشار مولکولی خاص تمرکز شود و انتشارهای مایکروویو از مولکول هیدروژن سیانید(HCN) و یون فرمولی (HCO +) تشخیص داده شده است.

از آنجایی که این مولکول‌ها امواج مایکروویو را فقط در گازهای متراکم انتشار می‌دهند، راجع به چگالی این پیراشکی فضایی اطلاعات زیادی به محققان می‌دهد.

اما قصه طولانی‌تر است. محققان می‌گویند که این گازها دقیقا متناسب با گرانش سیاهچاله نمی‌چرخند و در عوض درجه بالایی از حرکت تصادف در آن وجود دارد. این امر نشان‌دهنده یک گذشته خشن است که ممکن است در برخورد با یک کهکشان کوچکتر به وجود آمده باشد.

این تحقیق در مجله Astrophysical Journal منتشر شده است.

منبع : ایسنا