خجالت‌آورترین اشتباهات شما، چه فایده‌ای برایتان دارند؟

سعی کنید زمانی را به خاطر بیاورید که در حضور هم سن و سال‌ها یا مقام‌های رسمی کاری نادرست کرده یا حرفی ناپسند زده‌اید. حال به جزئیات آن رویداد بیندیشید: کجا بوده‌اید، حضار چه کسانی بودند و خرده اطلاعاتی که معمولاً چندان در حافظه‌تان نمی‌مانند، مانند لباسی که پوشیده بودید و کارهایی که قبل و بعد از آن اتفاق انجام دادید. اگر یک دقیقه‌ای وقت دارید، تعدادی از این خاطرات را روی کاغذ بیاورید.

آنچه از این وقایع به خاطر می‌آورید حاصل شبکه پاداش دوپامین و حافظه فلاش[۱] یا سیستم حافظه رویداد شماست. زمانی که مغز در جهت بقای حیوانات و گونه‌ها تکامل یافت، بسیاری از آنچه ما انسان‌ها انجام می‌دهیم توسط شبکه‌های عصبی و فرستنده‌های نورونی‌ای کنترل می‌شود که از خودآگاهمان فرمان نمی‌برند. در حقیقت تنها ۱۷ درصد از مغز ما در دست اراده خودآگاه ماست و بقیه‌اش کاملاً شبیه مغز گونه‌ای پست‌تر از پستانداران یا نوزادان است تا به خطرات قریب‌الوقوع یا ریسک یا پاداش واکنش نشان بدهد.

فایده اشتباهات در چیست؟

در سیستم پاسخ به رویدادهای ناگوار، در حین انجام اشتباهی شرم‌آور دو اتفاق می‌افتد. جزئیات زیادی که شما در رابطه با آن رویداد به خاطر می‌آورید به دلیل توانایی محدود ذهن شما در تفسیر احساسات منفی قوی است. ذهن به‌صورت خودکار، با به خاطر سپردن ورودی‌های حسی بیشتر از آن لحظات تهدیدآمیز–مانند دوربین عکاسی یا دستگاه ضبط صدا- سعی در بقا دارد. با این روش، ذهن شما سرنخ‌هایی در خود ذخیره می‌کند تا از وقوع دوباره چنین رویدادهایی اجتناب کند. یعنی مغز شما بدون اینکه خودخواسته سعی در به خاطر سپردن جزئیات چنین رویدادهایی داشته باشید، این جزئیات را در شبکه‌های نورونی ذخیره و نگه‌داری می‌کند. مدارهای حافظه‌ای که توسط اشتباهات شرم‌آور ایجاد می‌شوند بسیار پررنگ و پایدارند درحالی‌که برای به خاطر سپردن مطالب به روش یادگیری فعال و تمرین، باید مطالب را چندین و چند بار مرور کنید.

ما می‌توانیم از چنین مدار بادوامی به نفع خودمان استفاده کنیم و با ایجاد ارتباط بین مطلبی که می‌خواهیم به خاطر بسپاریم و محرک‌های حسی قوی، آن را در ذهنمان ذخیره کنیم. برای مثال، اگر به دنبال به خاطر سپردن نام فرد خاصی هستید، به‌جای اینکه نامش را تنها به یک ویژگی خاص در چهره‌اش مرتبط سازید، آن را به خاطره‌ای شرم‌آور که در ذهنتان نقش برجسته‌ای دارد ربط بدهید. مثلاً گوش‌های آن فرد را می‌توانید به خاطره‌ای مرتبط سازید که در آن غیبت یکی از دوستانتان را کرده‌اید و او شنیده است. حالا نام آن فرد با گوش‌های بزرگ را به جزئیاتی از دوستتان یا مکان آن اتفاق شرم‌آور مرتبط سازید تا نام آن فرد در آن خاطره بادوام ذخیره شود.

از طرف دیگر، هرچه اشتباهات ذخیره شده در حافظه، خصوصاً در سنین نوجوانی بیشتر باشند، ذهن شما سرنخ‌های بیشتری برای اجتناب از وقوع دوباره اشتباهات مشابه دارد و به‌مرورزمان احتمال قرار گرفتن در چنین موقعیت‌های خجالت‌آوری کمتر می‌شود. ذهنتان با کنار هم گذاشتن اطلاعاتی که در خود ذخیره کرده می‌تواند پیش‌بینی‌های دقیقی انجام دهد و شما را از قرار گرفتن در شرایط شرم‌آور نجات دهد.

[۱] خاطره‌ای که با جزئیات دقیق، مانند یک عکس در حافظه ثبت می‌شود.

منبع:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/radical-teaching/200905/your-most-embarrassing-mistakes-do-you-the-most-good

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *